خشونت در جامعه

مقاله درباره خشونت در جامعه

خشونت در جامعه

مسئله ی مورد توجه این روزها ازنظر اندیشمندان درحوزه های مختلف به خصوص جامعه شناسی و روانشناسی ، تحرکات اخیر نه چندان دلپذیر دنیای امروزی و همچنین جامعه ی ما، بحث خشونت است.

به طور خاص درمورد جامعه ی ایرانی ، سوالی درذهن ایجاد می شود آن هم این که در سالی که گذشت و همچنین در ماه های اخیر، مهمترین تحرکات اجتماعی از منظر تاثیرگذاری، در جهت پیشبرد جامعه به سوی جامعه متجدد بوده و یا در مسیر انحراف از جامعه متجدد ودر طریق بازگشت به عقب بوده است؟؟

جامعه ایرانی به عنوان جامعه ای در حال گذار از سنت به مدرنیته ، بسیار نامتعادل وبی ثبات است واین چنین است که هرلحظه از گوشه ای از این جامعه ی پر افت وخیز مسئله ای پدیدار می شود که توجه همگان را به خود معطوف می کند.

درجامعه ی به اصطلاح مدرنیته ی امروزی مسئله ای که متاسفانه شاهد افزایش آن هستیم «خشونت» است ؛ در کلی ترین معنا می توان خشونت را تحمیل اراده خویش بر دیگری از طریق فشار و آسیب جسمانی یا روانی در نظر گرفت.

عنصر اصلی چنین تحمیلی زور است که از طریق به کار بردن ابزار بر دیگری اعمال می شود. اما خشونت اجتماعی خشونتی است که ممکن است از سوی فرد به فرد دیگری ً (مثال از سوی پدر به فرزند)، از سوی یک گروه به فرد(خشونت باندهای ً شرور در مثال اخاذی از یک فرد) یا از سوی ً یک گروه در برابر گروه دیگر (مثال در منازعات قبیله ای) روی دهد.

افزایش خشونت خانگی و نیز افزایش همسرآزاری و همسرکشی ، افزایش کودک آزاری ، افزایش خشونت های فامیلی ، افزایش بزهکاری های گوناگون جوانان ، گسترش فرار از خانه دختران و درغلتیدن به فساد،اسید پاشی ، افزایش روسپیگری به عنوان خشونت علیه زنان، افزایش تجاوز به حریم خصوصی زندگی انسان ها و آزارهای جنسی، افزایش قتل در سرقت های مسلحانه،تشدید راهزنی جنایتکارانه از جمله در حمله به رانندگان مسافرکش، افزایش اوباشی گری در مسابقات فوتبال ،رشد بزهکاری های ناشی از گسترش اعتیاد و . . . نمونه هایی از انواع خشونت اجتماعی است .
مسئله ی خشونت و خشونت اجتماعی به لحاظ تاریخی نیز قابل بحث وبررسی است . می توان گفت خشونت ریشه ی تاریخی در سرزمین پر مخاطره ی ما دارد و به تعبیری جزئی از فرهنگ وخلق وخوی مردمان ایران شده است .

اگر به تاریخ کشورمان نگاهی اجمالی بیندازیم می توان پی به این مسئله برد که به لحاظ تاخت و تازی که از سوی مهاجمان بر سرزمین ما شده وهمچنین پذیرش وهضم فرهنگ مهاجمان در فرهنگ خود ، این خشونت در ما نهادینه شده است . خشونت رابطه ی تنگاتنگی با وضعیت اقتصادی ونابرابری های اجتماعی مردم یک جامعه دارد ، مشکالت و چالش های اقتصادی فراوان که هم اکنون و طی سالیان گذشته دست به گریبان مردم بوده است، خود صبر و تحمل شهروندان را ربوده است و زمینه های پرخاشگری و خشونت را در جامعه مساعد ساخته است.

متاسفانه در قسمت کاهش و حل معضل بیکاری و ایجاد اشتغال نیز سیاست های دولت های گذشته و فعلی چندان موفق نبوده و همچنین نبود یک چشم انداز امیدوار کننده در عرصه اقتصاد و معیشت، خود سبب ازیاد خشونت های اجتماعی شده است.عوامل بسیار زیاد وتاثیرگذار بر این واقعیت اجتماعی وجود دارد که قابل بررسی وپژوهش است ، اما برای حل این معضل چه باید کرد ؟

آیا این پدیده قابل حل است ؟ کنترل خشونت اجتماعی چگونه باید صورت گیرد ؟ آیا تنها متوصل شدن به قانون برای سرکوب خشونت کافی و بهترین گزینه است و یا مانند مسکنی عمل میکند که تنها تا مدتی میتواند موثر باشد … ؟

مریم کریمی

نشریه نوآوران _ انجمن علمی جامعه شناسی دانشگاه اصفهان

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *