انشا درمورد میرفندرسکی

انشا درمورد میرفندرسکی

انشا درمورد میرفندرسکی

درمورد زندگی میرفندرسکی

ميرفندرسكي از معاصران ميرداماد و شيخ بهايي بوده و چند تن از مدرسان علوم و حكماي معروف آن عصر، چون ملا صادق اردستاني، محمدباقر سبزواري، آقا حسين خوانساري، ميرزا رفيعاي نائيني و شيخ رجبعلي تبريزي از شاگردان او بوده اند.

 ابوالقاسم فندرسكي، معروف به ميرفندرسكي ( ح ۹۷۰ – ۱۰۵۰ ق/ ۱۵۶۳ – ۱۶۴۰م )، حكيم و دانشمند دوره صفوي و از استادان بنام مكتب اصفهان بود.

پدران او از بزرگان سادات استراباد بودند و جدش ميرصدرالدين در ناحيه فندرسك از قراي استراباد صاحب املاكي بود و بعد از جلوس شاه عباس اول ( ۹۶۶ ق ) به دربار او پيوست. پدرش ميرزا بيك نيز در دستگاه شاه عباس خدمت مي كرد و مورد تكريم بود.

ابوالقاسم در فندرسك زاده شد و مقدمات علوم را در همان نواحي فراگرفت. سپس براي ادامه تحصيل به اصفهان رفت و نزد علامه چلبي بيك تبريزي كه خود از شاگردان افضل الدين محمد تركه اصفهاني بود، به تحصيل حكمت و علوم پرداخت.  وي سپس در همانجا به تدريس مشغول شد.

محيط فكري و علمي آن روزگار با روحيه آزادي طلب و تقيد ناپذير او سازگار نبود و او نيز چون استادش چلبي بيك تبريزي و بسياري ديگر از اهل علم و ادب و عرفان و هنر عازم هندوستان شد.

هندوستان در آن دوران به سبب روش و منش خاص اكبرشاه و سياست  او، هم از لحاظ رونق اقتصادي و امنيت اجتماعي مردمان نقاط ديگر را به سوي خود مي كشيد و هم از لحاظ تنوع اديان و آيين ها و دوري از تعصبات مذهبي و فرقه اي براي مردمان آزاد انديش جايگاهي امن و دلخواه بود.

ظاهراً سفر اول ميرفندرسكي به هند در ۱۰۱۵ قمري و به همراهي اوحدي بلياني ( مولف تذكره عرفات العاشقين ) بوده است.

به گفته اوحدي هنگامي كه ميرفندرسكي به هند رسيد، به دستگاه ميرزا جعفر آصف خان كه خود از شاعران و اديبان ايراني بود و به هند مهاجرت كرده و در آنجا به صدارت و وزارت رسيده بود، نزديك شد. آصف خان با رعايت احوال او، وسايل بازگشت او را به ايران فراهم نمود، ولي ديري نگذشت كه وي دوباره عازم سفر هند شد، نخست به گجرات و از آنجا به دكن رفت.

اوحدي در هنگامي كه مشغول نوشتن عرفات العاشقين بوده – يعني در فاصله سالهاي ۱۰۲۱ تا ۱۰۲۴ ق – مي نويسد كه مير مكرر به جانب هند سفر كرده و در اين ازمنه نيز به هند آمده، باز به عراق مراجعت نموده و باز در هند است.

ميرفندرسكي بعد از اين تاريخ نيز تا اواخر عمر همواره به هند سفر مي كرده و ظاهراً يك بار در ۱۰۳۷ ق و بار ديگر در ۱۰۴۶ ق به معرفي ابوالحسن اصفهاني، وزير شاه جهان ملاقات كرده است.

ميرفندرسكي در دربار ايران نيز مورد تكريم بود و به گفته نصرآبادي هنگامي كه از هند به اصفهان بازگشت، شاه صفي به ديدنش رفت. وفات او در ۱۰۵۰ ق در اصفهان روي داد و در همانجا در مقبره بابا ركن الدين، در محلي كه امروز به تخت فولاد و تكيه مير معروف است، به خاك سپرده شد.

مزار او در فضاي باز قرار دارد و بر روي خاك او سنگ يكپارچه بزرگي نهاده اند كه بر جانب غربي آن كتيبه اي به خط ثلث برجسته مورخ به سال ۱۰۵۰ ق نوشته شده است، ولي در پايان نسخه رساله صناعيه موجود در كتابخانه آستان قدس، تاريخ وفات مير ۱۰۴۹ق قيد شده و در مصراع آخر يك رباعي به صورت ماده تاريخ آمده است.

مقبره مير هميشه در اصفهان حرمت خاص داشته و زيارتگاه مردم بوده است. گفته اند كه پس از مرگ وي طبق وصيتش كتابهاي او به كتابخانه سلطنتي  شاه صفي منتقل شد.

ميرفندرسكي از معاصران ميرداماد و شيخ بهايي بوده و چند تن از مدرسان علوم و حكماي معروف آن عصر، چون ملا صادق اردستاني، محمدباقر سبزواري، آقا حسين خوانساري، ميرزا رفيعاي نائيني و شيخ رجبعلي تبريزي از شاگردان او بوده اند.

بعضي از مولفان صدرالدين شيرازي، حكيم بزرگ عصر صفوي را نيز در شمار شاگردان او آورده اند، ولي صدرالدين در هيچ يك از آثار خود از او نامي نمي برد، در صورتي كه در مقدمه شرح بر اصول كافي از دو استاد ديگر خود، ميرداماد و شيخ بهايي با تجليل و تكريم فراوان ياد مي كند.

با اين همه، به هيچ روي دور از احتمال نيست كه افكار مير و تاثيراتي كه وي از محيط فكري و فرهنگي هند پذيرفته و دريافت هايي كه از تامل در مسائل فلسفي هندي حاصل كرده بود، به نوعي از طريق مباحثات و مذاكرات علمي به مجامع فرهنگي ايران راه يافته و انگيزه برخي تاملات و تفكرات شده باشد.

حكاياتي كه درباره تيزهوشي، عزت نفس، حاضر جوابي و بي پروايي او در پاسخ گفتن به خرده گيريهاي اميران و شاهان نقل كرده اند، نيز حاكي از دقت نظر، قوت ذهن، شجاعت اخلاقي، وارستگي و آزادمنشي اوست.

مير در علوم زمان خود خصوصاً در هندسه و رياضيات و كيميا صاحب نظر بوده و در پاره اي از اين موضوعات آثاري به او منسوب است. از آثاري كه از او در دست است و نيز از روش و ديدگاههاي فكري و فلسفي شاگردان او و تاليف آنان معلوم مي شود كه مير در كار تعليم از استادان حكمت مشاء بوده و كتب ابن سينا را تدريس مي كرده است.

ولي ظاهراً گه گاه از اشارات طعن آميز و تعريضات تلخ درباره ابن سينا و خواجه نصيرالدين طوسي – كه هر دو از بزرگان اين مكتب بوده اند – خودداري نمي كرده است.

او در بيتي از قصيده معروف خود فارابي و ابن سينا را به  “فهم ظاهري” منسوب مي كند و با آن كه در برخي از آثار فلسفي خود به شيوه مشائيان قول به مثل افلاطوني را باطل مي داند، اما قصيده معروف خود را با تصورات مربوط به مثل افلاطوني و صعود به برزخ مثالي آغاز مي كند:

چرخ با اين اختران خوب و خوش و زيباستي     صورتي در زير دارد آنچه در بالاستي

 صورت زيرين اگر با نردبان معرفت            بر رود بالا همان با اصل خود همتاستي

همچنین بخوانید: مقاله درباره شیخ شهاب الدین سهروردی

آثار:

از ميرفندرسكي چند رساله مختصر در موضوعات علمي و فلسفي، مقداري حواشي و توضيحات بر ترجمه جوگ بست هندويي و بعضي اشعار و قطعه هاي منظوم بر جاي مانده است :

۱. مهم ترين اثر مير رساله فارسي معروف به صناعيه است كه به عنوان حقايق الصنايع نيز شهرت دارد. وي در اين رساله صناعت را به مفهومي بسيار گسترده و به معني هر چيز كه از قواي عاقله و عامله آدمي به ظهور و حصول پيوندد،

گرفته و در ۲۴ باب و يك خاتمه به بيان حد صناعت، انواع آن، ارتباط صناعات مختلف با هم، فايده و غايت هريك، درجات سودمندي و شرف و خست آنها و سهم و محل هريك از اهل حرف و صنايع در جامعه پرداخته و ترتيب و ترتب صنايع را بر حسب شرف و غايت تا صناعتي كه خود غايت غايي است و براي آن غايتي نيست، تعيين نموده است.

در اين رساله قواي نفساني و اندامهاي پيكر انساني ( عالم صغير ) و وظيفه و عمل هريك از آنها از يك سو با اجزاء و عناصر عالم هستي و عوالم عقول و نفوس ( انسان كبير ) برابر و موازي قرار داده شده، و از سوي ديگر با طبقات مختلف جامعه و افراد و اعضاي آن و سهم و وظيفه هريك از آنها در هيات اجتماع همانند و همسان گرفته شده است.

مير در اين رساله مطالب علمي و فلسفي دقيق را با زباني روشن و فصيح آميخته با آيات و احاديث و اقوال بزرگان و حكما بيان داشته است.

۲. رساله في الحركه، نوشته مختصري است به زبان عربي در ۵ فصل در تعريف حركت و اقسام آن و بيان آن كه هر حركتي محتاج محركي است و حركات كلاً بايد از محركي واحد آغاز شوند كه محرك اول است و خود محركي ندارد.

مير اين رساله را از ديدگاه طريقه مشاء نوشته و در آن به رد و انكار نظريه مثل افلاطوني پرداخته است. منتخباتي از اين رساله با حواشي مفيد به كوشش مرحوم استاد سيد جلال الدين آشتياني در منتخباتي از آثار حكماي الهي ايران ( ۸۱ – ۹۰ ) طبع و نشر شده است.

۳. رساله در تشكيك، نامه اي است رساله مانند كه مير در پاسخ به سوال آقا مظفر كاشاني درباره مسئله تشكيك در ذاتيات از او كرده بود، نوشته است.

مير در اين نامه به شيوه مشائيان سخن مي گويد و برخلاف اشراقيان كه به تشكيك در ذاتيات قائل اند، وي ذاتيات را مقول به تشكيك نمي داند. اين نامه نيز با تعليقات مرحوم سيد جلال الدين آشتياني در همان منتخبات ( ۹۰ – ۹۷ ) انتشار يافته است.

۴. رساله در كيميا، به فارسي. ظاهراً رساله هايي كه به نامهاي اركان اربعه، رساله در زيبق و كبريت و باب الاصغر در كتابخانه ها موجود است بايد نسخه ها يا تحريرهايي از همين رساله باشد.

منظومه اي به زبان عربي نيز در كيميا به او نسبت داده شده است.

۵. حواشي بر جوگ بست. متني كه مير بر آن حاشيه نوشته، كتابي است در عرفان و حكمت هندي كه در زمان اكبرشاه به فارسي ترجمه شد. اصل كتاب به نام لگهويوگه واسيشتهه، خلاصه اي است از منظومه بزرگتري  و واسيشتهه راماينه نيز معروف است.

اين منظومه طولاني، در حقيقت گفت و گويي است ميان واسيشتهه، حكيم باستاني و افسانه اي هند با شاهزاده معروف « راما » يا « راماچندره » – كه حماسه ديني بزرگ هند، راماينه، شرح كارها و جنگ هاي اوست – و در سراسر آن، استادحكيم در ضمن بيان داستانهايي پندآميز تعليمات اخلاقي و فلسفي خود را براي شاگرد خويش بيان مي كند.

فلسفه اي كه در اين كتاب مطرح است كلاً همان تفكر توحيد وجودي مطلق است كه از مكاتب مهم فلسفي و عرفاني هند به شمار مي رود و نماينده برجسته آن شنكره  است.

ولي افكار و آراء پيچيده و دشوار اين مكتب در اين منظومه به صورتي ساده تر و روشن تر بيان شده و با استفاده از افسانه ها و تمثيلات شيرين و دل انگيز، به فهم و درك كساني كه اهل تخصص نيستند، نزديك گرديده است.

كتاب اصلي به فارسي ترجمه نشده است، اما خلاصه آن كه در سده نهم به زبان سنسكريت تدوين شده بود، چنان كه گفتيم، در دوران سلطنت اكبرشاه به قلم نظام الدين پاني پتي ترجمه شد و در دوره هاي بعد نيز ترجمه ها و تلخيص هاي ديگري از آن به فارسي نگارش يافت. هنگامي كه ميرفندرسكي به هند رسيد، با اين كتاب آشنا شد و سخت مجذوب آن گرديد.

از حواشي ميرفندرسكي بر اين كتاب چنين برمي آيد كه وي به شناخت معارف هندويي اشتياق وافر داشته و در اين راه كوشش بسيار كرده است.

وي با مقدمات زبان سنسكريت آشنايي يافته و از اشاراتي كه به چگونگي اين زبان و الفاظ و اصطلاحات آن مي كند چنين برمي آيد كه به لزوم قرائت اينگونه كتابها به زبان اصلي پي برده بوده است.

در اين حواشي غالباً اشارات و ملاحظات تطبيقي و مقايسه با موضوعات فلسفي يوناني و عقايد اسلامي ديده مي شود و از اشاراتي كه به كتاب پاتنجل بيروني در اين حواشي مي كند، معلوم مي شود كه با نوشته هاي ابوريحان درباره هند نيزآشنا بوده است.

ميرفندرسكي براي كتاب جوگ بست فرهنگ نامه اي نيز به نام كشف اللغات جوگ ترتيب داده بود كه نسخه هايي از آن، هم به ضميمه آن كتاب و هم به طور جداگانه موجود است.

الفاظ و اصطلاحات هندي در اين فرهنگنامه به ترتيب حروف تهجي تنظيم شده و تعريفات آنها غالباً از متن كتاب گرفته شده و در مواردي توضيح گونه اي از ميرفندرسكي نيز بر آنها افزوده گرديده است.

در اين كتاب قطعه هايي كوتاه با مضامين عرفاني از كتاب جوگ بست ترجمه پاني پتي عيناً نقل شده و در پي هر قطعه يك بيت شعر فارسي با همان مفاد و مضمون از شاعراني چون عطار، مولوي، شبستري، سيدحسيني، مغربي، حافظ و شاعران ديگر آمده است.

روشن است كه مقصود گردآورنده اين گزيده ها ارائه يكساني و يگانگي عوالم فكري عرفاني هندويي و اسلامي بوده است. نكته اي كه درباره اين منتخب قابل ذكر است، وجود ابيات فراوان از فاني اصفهاني، شاعر سده ۱۳ ق، در آن است.

در نظر اول وجود ابياتي از شاعري متاخر در اين كتاب طبعاً انتساب آن را به ميرفندرسكي ابطال مي كند، ولي از سوي ديگر فراواني اين ابيات در سرتاسر كتاب و شمار بسيار بالاي آنها نسبت به ابياتي كه از شاعران ديگر نقل شده است ( بيش از نيمي از كل اشعار نقل شده در اين كتاب از فاني است )، خود دليل بر الحاقي بودن و افزوده شدن آنها به گزيده هاي اصلي در زمانهاي بعد تواند بود .

۶. اشعار. در اغلب تذكره ها اشعاري از ميرفندرسكي نقل كرده اند. آنچه از او برجاي مانده، دو قصيده است و چند رباعي و چند قطعه. يكي از قصايد شكوائيه اي است از روزگار نامساعد و قدرناشناسي ايام و ديگري منظومه اي است در فلسفه و حكمت الهي كه پيش از اين بدان اشاره شد. اين قصيده معروف را چند تن شرح كرده اند.

شما میتوانید انشاهای خود را به آدرس ایمیل enshasara.ir@gmail.com ارسال کنید تا با نام شما در سایت انشا سرا قرار بگیرد.

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *