شعر شهریار، فریاد خاموش تاریخ پرتلاطم ایران

مقاله درمورد شعر شهریار

شعر شهریار، فریاد خاموش تاریخ پرتلاطم ایران

تولدش مقارن با نهضت مشروطه ایران، روزهای پر تب و تاب آزادی خواهی و بیداری ایرانیان است که ملتی علیه وضع آشفته و خفقان زمان شوریدند.
گویند تاثیر ماه و سال و روزگار تولد و احوالات زمان در پیشانی نوشت انسان بی ربط نیست و شهریار شعر ایران زمین در همین ایام چشم به دنیا گشود و تا لحظه وداع از زندگی دردهایی داشته که گر چه به ظاهر درد عشق و عاشقی و فردی است؛ اما چون از قشر آگاه جامعه بود، صدای مردم اش شد.
شاهد این ادعا روایتی است که شهریار شعر حیدربابا را قبل از انتشار در محفلی خصوصی می خواند و زنی که خدمه آن خانه بود از پشت پرده گوش بود؛ بعد از اتمام شعر زن از پرده نشینی برون افتاده و خطاب به شهریار ‘ آی بالا سن کی منیم دتلریمی دئیرسن’ (جانا سخن از زبان من می گویی، می گوید.
شهریار نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی سرود و بی شک سرایش این شعر کودکانه گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.
وی شرح حال دوران کودکی خود و احوالات زندگی مردم زمان را در اشعار ترکی اش و به ویژه در منظومه مشهور ‘ حیدربابا’ خطاب به کوه حیدربابا در روستای زادگاهش خشگناب بستان آباد با زبانی بسیار شیرین ،نوستالژیک، تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.
سفر به تهران و افت و خیز با بزرگان شعر و ادب فارسی همچون محمدتقی بهار، منوچهر آتشی، نیما یوشیج و نشست و برخاست با بزرگان عرصه موسیقی همچون صبا موجب شد که وی در طول عمر بابرکت اش، دیوانی غنی از اشعار دلنشین و همه فهم و عامه پسند فارسی به یادگار بگذارد و بر عمق اقیانوس شعر و ادب فارسی بیفزاید.
طبع توانای شهریار در ابتدای دهه ۱۳۳۰ شمسی مقارن با دوران پر تلاطم تاریخ ایران و در میان سالی با خلق شاهکار ‘حیدربابا’ که به بیش از ۸۰ زبان دنیا ترجمه شده است، فوران کرد که در ادامه اشعار بدیع و بی نظیر مذهبی، میهنی و عرفانی را برای معاصران خلق کرد.
شهریار در منظومه بی بدیل حیدربابا در خصوص دوران کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب و آداب و رسوم محلی آذربایجان سخن گفته است.
قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده، (شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت)
کولک قالخیب قاپ باجانی دوینده، (بوران بر می خاست و در و پنجره را می کوبید)
قورد کئچی نین شنگیلیسین یینده، (هنگامی که گرگ شنگول و منگول بز را می خورد)
من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم! (ای کاش می توانستم بر گردم و بار دیگر کودک شوم !)
سرگذشت عشق آتشین و ناکام شهریار که به ترک تحصیل وی از رشتهٔ پزشکی در سال آخر منجر شد، مسیر زندگی او را عوض کرد و تحولات درونی او را به اوج معنوی ویژه ای کشانید و به اشعارش شور و حالی دیگر بخشید.
وی دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت زبان ترکی، فارسی وعربی آشنا شد.
شهریار سپس به تهران رفت و در دارالفـنون تهـران تا کـلاس آخر مـدرسه طب تحـصیل کرد و در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گذراند، ولی در سال آخر به عـلت شکست عـشقی و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم ماند و ناچار وارد خـدمت دولتی شد.
شهریار چـنـد سالی را در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت و در سال ۱۳۱۵ به استخدام بانک کـشاورزی تهـران درآمد.
وی در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرد که ثـمره این وصلت دو دخـتر به نام های شهـرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی است.
شهـرت شعری شهـریار چنان است که تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان و هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند.
منظومه ‘حیدر بابایه سلام’ که در سال ۱۳۳۰ منتشر شد، از لحظه نشر مورد استقبال محافل ادبی داخلی و خارجی گرفت.
حـیـدر بابا نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـت و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است.
این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است.
منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی است و در اکثر دانشگاه های جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک، آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.
روز بیست و هفتم شهریور ماه، سالروز درگذشت محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی روز ملی شعر و ادب نامیده شده است.
از جمله دلایل انتخاب این روز این بود که شهریار هم از نظر توانایی ادبی، در عرصه های مختلف شعر طبع آزمایی کرد و هم با مردم می زیست و در کنار پاسداری از سنت های ادبی ایران زمین، سروده های عامه پسندی داشت.
در نهایت تسلط استاد شهریار به زبان و ادب فارسی و ترکی او را از همعصران خویش متمایز کرد و موجب شد که وی به نماد زبان و ادب ایران زمین تبدیل شود.

گزارش: از نعمت مرادپور، دبیر: محمد عزیزی راد

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *