مقاله درباره مهاجرت

مهاجرت

مهاجرت، یک معادله و چند مجهول!

مهاجــرت ماجــرای تــازهای نیســت. امــا بــه نظــر میرســد کــه روزبــه روز به شــتاب و نیــز اشــکال و اهــداف آن افــزوده میشــود. مهاجــرت پدیدهایــی چندبعـدی اسـت کـه دشـوار میتـوان بــه مطالعــه همــه جانبــه علــل، پیامدهــا و انــواع آن پرداخــت. شــاید تنهــا بعــد مســلم ایــن موضــوع اجتناب ناپذیــر بودنــش باشــد.

برخــی تحلیلگــران اجتماعــی قــرن بیســت ویکــم را “عصــر مهاجــرت” نامیده انــد. اگــر نــگاه دقیق تــری بــه ایــن معادلــه چنــد مجهــول بیندازیـم، بـا مسـائل متعـددی مواجـه خواهیــم شــد.

ازجملــه مســئله فــرار مغزهــا، انباشــت نیــروی جــوان کار در برخــی کشــورهای خــاص، مشــکلات زیســت محیطی مبــدأ و مقصــد، مشــکلات عاطفــی و فــردی افــراد پــس از تــرک شــهر و یــا کشــور خــود، ادغــام در جامعــه جدیــد و … از بررســی تجربیــات افــراد چنیــن برمی آیــد کــه مهاجــرت تجربــه ی مشــابه را بــرای همــه بــه ارمغــان نمیــآورد، و گویــا مهاجــرت تجربــه ای دوســویه اســت کــه هــم فـرد و هـم جامعـه را به شـدت متأثـر میکنــد.

در راســتای مطالعــه دقیــق پدیــده مهاجــرت، نظریه پــردازان بســیاری ســعی در ارائــه تقســیم بندی های علمــی از مدل هــا و گرایشهــای گوناگــون روندهــای اخیــر جمعتــی داشــته اند، ازجملــه “آنتونــی گیدنــز” جامعه شــناس معاصــر بریتانیایــی، بــه چهــار مــدل مهاجــرت اشــاره میکنــد.

*مــدل کالســیک بــرای کشــورهایی مثــل آمریــکا و اســترالیا مصــداق دارد کــه همیشــه پذیــرای مهاجــران بودهانــد و بــه “ملــل مهاجــر” شــهرت یافته انــد.

*مــدل اســتعماری پذیــرای مهاجــرت بــه درون از جانــب کشــورهایی چـون فرانسـه و بریتانیـا کـه بـاورود مهاجــران مســتعمره های ســابق خویــش بیشــتر موافقــت میکردنــد تــا مهاجـران سـایر کشـورها.

*مـدل کارگر میهمــان در کشــورهایی چــون آلمــان و ســوئیس دنبــال شــده اســت، باهــدف تأمیــن نیــروی کار چرخــه تولیــد. و در آخــر مــدل غیرقانونــی کــه بــه علــت دشــوار شــدن قوانیــن مهاجرتــی در کشــورهای صنعتــی رو بــه رشــد اســت.

ســیمای مهاجــرت در جهانــی بــدون مــرز:

ً نمیتـوان پدیدهـای در دنیـای امـروز تقریبـا انســانی را یافــت کــه از جهانی شــدن متأثــر نشــده باشــد. مقصــود از جهانی شــدن را گیدنــز در کتــاب “تجــدد و تشــخص”اینچنیــن بیــان میکند:”جهانی شــدن درواقــع بــه معنــای درهــم گــره خـوردن رویدادهـای اجتماعـی و روابـط اجتماعــی ســرزمینهای دوردســت بــا تاروپــود محلــی جوامــع دیگــر اســت.

به بیان دیگــر تلاقی حاضــر و غایــب.” ایــن تعریــف به خوبــی فراگیــر شــدن تأثیــر و اثرهــای فــرا مــرزی را بازگــو میکنــد. جهانــی کـه در آن ادغـام فرهنـگ هـا در درون یکدیگـر ســاده تر از گذشــته اســت و شــاید به مــرور بــه تــوان از اصطــلاح “هویــت جهانــی” را بهجــای “هویــت ملــی” بــه کاربــرد.

در چنیـن شـرایطی مهاجـرت نیـز تغییراتـی کرده اســت. ازجملــه، شــتاب گرفتــن، تنــوع یافتــن کشــورهای مهاجرپذیــر و مهاجــر فرســت، و پذیــرش ســریع تر مهاجــران در کشــور مبــدأ. افزایـش مهاجـرت زنـان، بـه ایـن معنـا کـه درحــال حاضــر دیگــر هــم چــون گذشــته فقــط مـردان مهاجـرت نمـی کننـد.

شـمار مهاجـران زن رو بـه فزونـی اسـت، هم مهاجـرت در داخل کشـور و هـم بـه خـارج از مرزهـای کشـور. بـه نظــر همیــن امــر مهمتریــن تغییــر در شــکل و شــمایل مهاجــرت باشــد. زنــان بــا ســطح تحصیـلات متفـاوت و بـا اهـداف مختلـف شـهر یـا کشـور محـل تولـد خـود را در جسـتوجوی یافتــن شــرایطی مطلوبتــر تــرک میکننــد.

ایــن پدیــده بــه گمــان بســیاری حاصــل دو تغییــر عمــده در تاریــخ اجتماعــی جهــان اســت. اول جهانی شــدن و دوم فمینیســم. زن در قــرن حاضــر در بســیاری از جوامــع یــا بــه تعریــف و ســبک زندگــی کامـلا جدیــدی  دســت یافتــه و یــا در حــال جــدال بــا
سـنت هـای جامعـه خود بـرای دسـتیابی بــه حقــوق برابــر و آزادی اجتماعــی و … اسـت.

کار و مشـاغل سـخت و تمام وقـت، ســفرهای ماجراجویانــه و نیــز بــودن بــر مسـند قـدرت، دیگـر مقولـه هـای صرفـا مردانــه نیســت. همیــن تغییــر نگرشــها کــه البتــه همچنــان محــل بحــث و نــزا اسـت، ترکیـب جنسـی جمعیـت مهاجـر را کامـلا تغییــر داده اســت.

تناقضــات مهاجــرت انســان مــدرن در جهــان مــدرن :

وقتـی از انسـان مـدرن حـرف میزنیـم بارزتریـن ویژگـی اش را مـی تـوان کوتـاه در ملــول بـودن بیـان کـرد. و وقتـی از جهـان مـدرن سـخن میگوییم سـیالیت و نســبیت معنــا بســیار نمــود دارنــد.

مجمــوع ایــن دو ویژگــی، موقعیــت متناقضـی میـان تصمیـم بـه مهاجـرت و تـرک موطـن و از سـوی دیگـر مانـدن در زادگاه آشــنای همیشــگی را پیــش روی انســان قــرار میدهــد. “الرس اندرســون” در کتــاب “فلســفه مــال” مینویســد، “مــال همــواره بــا انســان همــراه بـوده بـا ایـن تفـاوت کـه در دوران پیشــامدان بــه اشــراف و نخبــگان اختصــاص داشــت امــا به تدریــج گســترش یافــت و بــه یکــی از ویژگیهــای انســان مــدرن تبدیــل شـد.

” انسـان ملـول مـدام بـرای یافتـن کار، اطلاعات، محیــط زندگــی و یــا هـر چیـز جدیـدی کـه مـال را از بیـن ببـرد، بـه سـراغ منابـع جدیـد میـرود و مهاجــرت جــز معــدود پدیدهــای اســت کــه تمــام ابعــادش بــرای فــرد مهاجــر تازگـی بـه همـراه دارد. اما از سـوی دیگر جهــان مــدرن امکانــات جدیــدی فراهــم آورده اســت کــه انســان را بینیــاز از جــا بــه جایــی فیزیکــی میکنــد.

پررنگتریــن عرصــه تغییــر امکانــات در جهــان امــروز، تغییــر شــکل اساســی در نظــام اقتصــادی و شــغلی میباشــد.

شــغل بــه کاری گفتــه میشــود کــه در مقابــل دســتمزد یــا حقــوق منظــم و ثابتــی انجــام گیــرد. کار شــالوده اقتصــاد اســت. نظــام اقتصــادی مرکــب از نهادهایــی اســت کــه تولیــد و توزیــع و کالا و خدمــات را بــه عهده دارنــد.

مــا اکنــون نظــام اقتصــادی داریــم کــه یــک مقالــه علمــی و یــا ترجمــه هــای خــوب از یــک کتــاب به انــدازه تولیــدات یــک کارخانــه صنعتـی خریدار دارنـد.

“الرس اندرسـون” در کتــاب دیگــری بــه نــام “کار” مــا را بــا پرســش ها و دیدگاه هــای جالــب و عجیبــی در مــورد مفهــوم کار در دنیــای مــدرن مواجــه میکنــد. او مینویســد:

” درگذشــته تمایــز بیــن کار و غیــر کار نســبتا مشــخص بــوده اســت. مــرز ســاعات کار و  فراغــت یــک کارگــر بهخوبــی مشــخص بــود. درواقــع کار در چهارچــوب زمــان و مــکان تعریــف مـی شـد. امـا الگوهـای جدیـدی از کار هـم ظهـور کردهانـد کـه طبـق آنهــا کارکنــان نــه بهطــور ثابــت در مــکان مشــخصی کار میکننــد و نــه در زمــان مشــخصی. ایــن وضعیــت بهخصــوص در مــورد طبقــه رو بــه افزایــش کارگــران حــوزه دانــش صــدق میکنــد.”

در مــورد ایــن افــراد به ســختی مــی تــوان قضــاوت کــرد کــه چــه زمانــی ســرکار هســتند و چــه زمانــی نیســتند. آنچــه میتوانیــم “محیــط کار انعطاف پذیــر” بنامیــم نیــز گســترش یافته اســت. طــوری کــه دیگــر مهــم نیســت کجــا کار میکنیــم، فقــط بایــد کار انجــام شــود. بــرای خیلــی از مشــاغل دفتــر کار ســاختمان مشــخصی نیســت، بلکــه بیشــتر تجهیزاتــی قابل حمــل اســت مثــل لپتــاپ یــا تلفــن همــراه.”

بــا ایــن توصیفــات بــه نظــر میرســد تناقــض جالــب و گیج کننــدهای پیــش روی انســانهای ملـول و پریشـان از وضعیـت جهـان قـرار دارد، جهانــی مــدرن کــه از نتایجــش مــال اســت و ازجملــه امکاناتــش ســیالیت مطالعــات و کار و دانــش و ســبک زندگــی اســت کــه بیش ازپیــش زمـان و مـکان و تجربیـات متعـدد را بـه هـم نزدیـک میکنـد. شـاید بتـوان گفـت پرسـشها و مسـائل پدیـده مهاجـرت در دهه هــای آینــده، بــا چنیــن ســرعتی از تغییـرات کامـلا دور از انتظـار و پیچیـده باشــند.

سارا اکبری

نشریه نوآوران _ انجمن علمی جامعه شناسی دانشگاه اصفهان

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *