شعر سپید

تحقیق درباره شعر سپید

شعر سپید

مؤلفه های شعر سپید از دهه ی سی تا کنون و تحولات آن در قالب یک پایان نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه رازی کرمانشاه بررسی شد.

 

به گزارش خبرنگار سرویس علمی آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه کرمانشاه، مریم رحمانی، دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه رازی کرمانشاه در قالب پایان نامه خود که با استاد راهنمایی دكتر قهرمان شیری و استاد مشاور دكتر حمید طاهری انجام گرفته به بررسی مؤلفه های شعر سپید از دهه ی سی تا کنون و تحولات آن پرداخته است.

 

وی در خصوص پایان نامه اش که موفق به کسب نمره ممتاز ۲۰ شده است، به خبرنگار ایسنا، گفت: در آغاز نگاهی داشته ام به پیشینه ی شعر سپید. از آن زمان آغاز می شود که «نیما »جهان متن را، از اسارت وزن رهانید و با شهامتی مبتنی بر جهان شناسی، بدون اصرار بر ستیز با انگاره های شعر کلاسیک و تعصب ورزی های پیروان آن-بر خلاف تقی رفعت- اندیشه، زبان، تصوير و موسیقی شعرش را ارائه کرد. مهارت های شاعرانه ی نیما در آشنایی زدایی، خلق تصاویر بدیع، به هم آمیختگی رنج های فردی و اجتماعی و سیاسی و حکومتی، انتقال احساس لذت از متن به مخاطب در جریان ابهام پذیری واژگان و بالاتر از همه چیز صداقت و استعداد نیما، اسباب تثبیت او را به عنوان پدر شعر معاصر ایران فراهم آورد.

 

سپس در نگاهی گذرا جریانهایی را مانند خروس جنگی و شعر پلاستیک و…. که در فاصله زمانی بین نیما تا شاملو نمود خاصی دارند معرفی کرده ام. پس از بررسی جریان های شکل پذیری شعر سپید ِبعد و قبل از شاملو و با نگاهی تحقیقی به پیشینه ی این شعر، مؤلفه های شعر سپید در چهار حوزه ی «موسیقی، نگرش و عاطفه، تصویر و زبان» تقسیم بندی شده است.

 

حوزه ی موسیقی:

حوزه ی موسیقی در دو شاخه مورد بررسی قرار گرفته است: الف)دلالت های موسیقایی در روساخت شعر که از تئوری ایجاز شروع می شود و با تکرار کردن یک کلمه و با تکیه بر ضرب آهنگ آن کلمه موسیقی خلق می کند. این مرحله با جا به جایی اجزاء جمله و تجربه ی ایجاز، مسیر تکاملی خود را طی می کند تا بالاخره به شیوه های تازه تری از خلق موسیقی در روساخت شعر موفق می شود.

(ب)دلالت های موسیقایی در ژرف ساخت شعر که توسط ایجاز قصر، فضای شعر، هنجارشکنی و هنجارگریزی مورد بررسی قرار می گیرد ودر تحقیق کاملاً به آن ها پرداخته شده است.

 

حوزه ی عاطفه و نگرش:

در حوزه ی عاطفه و نگرش، شعر سپید بیشتر از آن که به روبنای عواطف انسانی توجه داشته باشد، ناخودآگاه و شاید به ضرورت زمان و رسالت شعر، صاحب نگاهی عمیق تر به عواطف شاعرانه شد. عمیق از این نظر که در بیان هیجاناتی نظیر عشق، خشم، کینه، مهربانی و رنج، شاعر با حضور زنده و پویای شعر روبرو می شود. شاعر علاوه بر احساسات، در برابر شعر هم، احساس مسئولیت دارد و در لحظه های شاعرانه، این مسئولیت را منتقل می کند. در همه ی نمونه های موفق شعر سپید گویا عاطفه مسئولیتی است شاعرانه که در سایه روشن های ابهام و تصویر به آن پایبند است، در این مسیر، عواطف را از نظر کلی به دو شاخه می شود تقسیم کرد:

الف)عواطف قبل از انقلاب(۱۳۵۷) شعر سپید که به سه زیر گروه تقسیم می شود:

  1. حالات فردی و عاشقانه همراه با مروری در خاطرات.
  2. شکل عواطف سیاسی و اجتماعی.
  3. شکل عواطف فلسفی، که متأثر از جهان بینی شاعرانه و نوعی تعهد او به شعر اصیل ایرانی است.

 

ب)عواطف بعد از انقلاب(۱۳۵۷)، که شعر سپید از نظر زبان و تصویر، فضاهای تازه تری را تجربه می کند و در سه حوزه به شرح زیر قابل بررسی است:

۱ . شعر آئینی،که متأثر است از شرایط جامعه، فضای بعضی انجمن های ادبی و روح اعتقادی شاعرانی که خود را در جامعه ای آئینی، مکلف به شاعرانگی آئینی می دانند. نکته ی برجسته در شعر آئینی، لحن اعتراض آمیز اکثریت این شعرها، به شکل دیگری از آئین است، که فضای شاعرانه ها را محدود کرده است. هر یک از این تقسیم بندی اشعار، هویت خاص خودشان را دارند ولی از زبان و موسیقی شعر قبل از دهه ی هفتاد پیروی می کند و کمتر جسارتِ گریز از هنجارهای زبان و موسیقی را دارند.

 

۲.شعر اجتماعی در دو شاخه ی شعر سیاسی که به شعر «اعتراض» هم معروف است و شعر مقاومت که متأثر است از جنگ و پی آمد های اجتماعی و اقتصادی آن صحبت می کند. آنچه در این حوزه حائز اهمیت است توجه به عواطف و نگرش های شاعران در دوره ی بعد از انقلاب (۱۳۵۷)است زیرا کتب و مقالات معتبری که در این زمینه نوشته شده است تا حدود دهه ی شصت این موضوع را بررسی کرده است.

 

۳.شعر آزاد، از اوایل دهه ی هشتاد با نفوذ بعضی عقاید پست مدرن و اشعار ترجمه در شعر سپید هویت یافت . در آن شاعر در حالت گریز از تفکرات حاکم بر جامعه و زندگی و سیاست رو به فردیتی عاطفی می آورد و تلاش می کند که از فردیت، فلسفه و زندگی، شکلی شاعرانه در طرحی جدید خلق کند؛ فردیتی که در بر گیرنده ی فضای بومی او در حیطه ی گسترده ی جهان امروز است.

 

حوزه ی تصویر:

در حوزه ی تصویر، تصویر پردازی ها به دو قسمت متفاوت از یکدیگر تقسیم می شوند: الف)تصویرهای شاملویی، که عمدتاً عناصر سازنده ی آن ها طبیعت است و نوع خیال در آن ها بیشتر تشبیه و تشخیص است، ضمن این که خیال در وجوه مختلف «تشخیص» بیشتر از حالات و روحیات انسانی استفاده می کند تا اعضاء و اندام انسانی. ب)تصویرسازی های بعد از دهه ی هفتاد، در این دوره هر چه زمان می گذرد، به جسارت شاعر و فردیت او تحت تأثیر جهان تازه ی شعر بیشتر می شود و عناصری که جزء زندگی او می شوند برایش تازگی دارند و تصویرساز می شوند، مانند: پنجره،آپارتمان، خیابان،کامپیوتر، این اواخر اس.ام.اس و… در تصویر نقش مهمی پیدا می کنند. همچنین فضاسازی های منحصر به فرد جانشین آرایه ی تشخیص می شود و بیشترین کارایی را برای شاعران بعد از شاملو پیدا می کند.

 

بی تردید علت این تغییر، تحول فضای زندگی شاعر است؛ شاعری که در تهران زندگی می کند، دیگر صدای پرنده را نمی شنود و آلودگی صوتی و هوا، دغدغه های روزانه ی او هستند، خودآگاه یا ناخودآگاه، فضا را با واژگان پیرامون خود تصویر می کند.

 

حوزه ی زبان شعر:

این حوزه در سه شاخه مورد بررسی قرار گرفته است: الف)ساخت شکنی که بی تردید متأثر از تئوری های غربی است که با شخصیت فردی شاعر در می آمیزد و او را وادار به حرکت در زبان می کند. شاعرانی که مفهوم ساخت شکنی را با حرکت در زبان همراه می کنند، اثرشان به هرج و مرج ادبی منجر نمی شود، بلکه به عکس، زبانی تازه و جوان را در شعر خلق می کنند. این گروه در کار خود موفق هستند و نمونه های خوبی از این گونه شعر را خلق کرده اند؛ اما عده ای که مفهوم بی معنایی را از ساخت شکنی برداشت می کنند به انحراف و نارسایی زبان می رسند.

 

ب)آشنایی زدایی، در این فضا شاعران با نگاهی به شعر فرم در غرب و مسیر تکاملی آن در ایران قادر به شکلی آشنایی زدایی در زبان شده اند که با آن چه قبل از آنان با تئوری های شعر حجم و ناب در جریان بود، بسیار متفاوت است.

 

ج)گرایش به زبان گفتار در شعر سپید بعد از شاملو پیوسته از فخامت به سمت صمیمیت حرکت کرده است. از دهه ی هفتاد به بعد، این روند شدت بیشتری گرفت، به نحوی که در نمونه های شعر سپید بعد از سال هزار و سیصد و هشتاد پنج به نمونه هایی بر می خوریم که حتی در لحظاتی شاعرانه، به زبان های محلی گرایش یافته اند. استفاده از واژه ها و اصطلاحات عامیانه و ساختارهای دستور که در زبان های عامیانه جریان دارد، از مشخصات گرایش به زبان گفتار در شعر سپید است.

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *