علل و زمینه‌های صلح امام حسن(ع) چه بود؟

انشا درباره زندگی امام حسن مجتبی (ع)

علل و زمینه‌های صلح امام حسن(ع) چه بود؟

بررسی مقدمات و شرایط و عللی که صلح را ایجاب کرد و دقت در کیفیت وقوع صلح و مواد صلحنامه و موشکافی نتایج شیرین صلح برای جناح حق و ضربه‌های سهمگین آن بر جناح باطل به‌خوبی روشن می‌کند که صلح آن حضرت در حقیقت انقلاب سبزی بود که زمینه انقلاب سرخ حسینی را فراهم ساخت و این نرمش قهرمانانه در کنار آن جنبش ظلم‌ستیزانه، پایه‌ریز انقلاب علمی امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در عصر طلایی خلأ انتقال قدرت از بنی‌امیه به بنی‌عباس گشت و به این ترتیب، اسلام ناب محمدی(ص) که در تشیع جلوه‌گر بود، نهال خود را آبیاری و به درخت تنومندی تبدیل کرد.

به گزارش ایسنا، بیست و هشتمین روز از ماه صفر در تاریخ شیعه و اقوال مختلفی که نقل شده مصادف است با سالروز شهادت  سبط نبی اکرم امام حسن مجتبی (ع)، ایشان در شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه متولد شدند. نخستین پسری بود که خداوند متعال به خانواده حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه (س) عنایت کرد. رسول اکرم (ص) بلافاصله پس از ولادتش، او را گرفت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت. سپس برای او گوسفندی قربانی کرد، سرش را تراشید و هم‌وزن موی سرش نقره به مستمندان داد. پیامبر(ص) دستور داد تا سرش را عطرآگین کنند و از آن هنگام آیین عقیقه و صدقه دادن به هم وزن موی سر نوزاد سنت شد. این نوزاد را “حسن” نام داد و این نام در جاهلیت سابقه نداشت. تنها کنیه امام ابومحمّد است.

امام حسن(ع) در طول ۳۷ سالی که در کنار پدر زیست، نه فقط فرزندی مطیع و امام‌شناس بود، بلکه همواره بازوی نیرومند، یاوری صدیق، مسئولی امین و با تجربه و سربازی عاشق و فداکار برای امیرمومنان علی (ع) به حساب می‌آمد. وی با شناخت کاملی که از پدر داشت، خود را وقف خدمت به امیرالمومنین علی (ع) کرده بود.

لقب‌های امام حسن (ع) عبارت است از سبط، سید، زکی و مجتبی است که از همه معروفتر “مجتبی” است.

ذکر امام در قرآن

قرآن مجید مشتمل است بر یادکردی از شخصیت‌ها، از خوبان یا از بدان، لیکن این یادکرد گاهی همراه با ذکر نام است (همانند آنچه درباره موسی و فرعون ذکر شده است) و گاه فقط با توصیف، و بدون ذکر نام. (همانند آنچه درباره امام علی علیه‌السلام نازل شده است.) درباره امام حسن علیه السلام نیز آیاتی به صورت توصیف و بدون ذکر نام نازل شده است، همانند آیه تطهیر، آیه ذوی القربی و آیه اولی الامر.

سه قول علمای شیعه درباره روز شهادت امام مجتبی(ع)

یکی از این اقوال روز آخر ماه صفر که قائل آن مرحوم شیخ کلینی است؛ که این قول را تنها ایشان ذکر کرده و قول منفردی است که با تمام وجاهت و بزرگی وی، هیچ یک از علمای شیعه تا این زمان از او تبعیت نکرده‌اند.

قول دوم روز ۲۸ صفر است که اولین قائل آن شیخ مفید در کتاب (مسارّ الشیعه) است و این  در حالی است که خود شیخ مفید در کتاب دیگرش بنام (الارشاد) از ذکراین روز به عنوان روز شهادت امام مجتبی (ع) خودداری و تنهابه ذکر ماه صفر اکتفا کرده است.

دومین قائل به این قول شیخ طوسی در کتاب (تهذیب الاحکام) است که البته قول بیست و هشتم صفر از سوی برخی مثل شیخ طبرسی و ابن شهرآشوب مازندرانی نیز مورد تایید قرار گرفته است.

اما قول سوم که هفتم صفر را سالروز شهادت امام مجتبی (ع) ذکر کرده‌اند مشهورتر است که یکی از کسانی که قائل بود شهادت سبط اکبر پیامبر(ص) در هفتم ماه صفر واقع شده، شهید اول است و مرحوم کفعمی نیز یکی دیگر از کسانی که قائل به شهادت امام حسن مجتبی (ع) در هفتم ماه صفر شده، که این  محدث کبیر در کتاب شریف (مصباح) خود بدان اشاره کرده است.

یکی دیگر از بزرگانی که قائل به شهادت امام حسن مجتبی (ع) در هفتم صفر است مرحوم علامه شیخ حسین والد مکرم شیخ بهایی در کتاب (وصول الاخبار الی اصول الاخبار) و همچنین شیخ بهایی و مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء و برخی دیگر از اعاظم فقها هستند.

مظلومیت امام حسن مجتبی(ع):

مظلومیت امام حسین(ع)، حضرت زهرا(س) و امیرالمومنین(ع) تا حدی برای همگان مشخص است و امیرالمومنین(ع) اولین مظلوم عالم هستند اما همسری مانند حضرت فاطمه (س) داشتند، اما امام حسن(ع) آنقدر مظلوم هستند که با قاتل خود زیر یک سقف زندگی کردند و این مسئله را به هیچکس نگفتند.

امام حسین(ع) یاران بسیار باوفایی داشتند که درشب عاشورا فرمودند؛ من اصحاب و یارانی بهتراز شما سراغ ندارم اما یاران امام حسن(ع) سجاده را از زیر پای ایشان کشیدند و قصد داشتند ایشان را به شهادت برسانند و آنها به معاویه نامه نوشتند و گفتند که هروقت بگویید؛ ما امام حسن(ع) را دست بسته تحویل شما می‌دهیم و به همین دلایل حضرت مجبور شدند صلح کنند.

مهمترین حادثه در زندگی امام حسن علیه‌السلام، جریان صلح معاویه با آن حضرت است. تحلیل این حادثه ضروری به نظر می‌رسد، زیرا خود امام صلحش را حجتی بر آیندگان می‌داند، یعنی بر اساس عملکرد حضرت، وظیفه انسان نیز در شرایط مشابه با آن زمان، صلح و مصالحه است.

حکمت صلح

امام حسن علیه السلام در پاسخ به پرسش اعتراض‌آمیز یکی از یاران خود در مورد صلح با معاویه فرمود: ای اباسعید، آیا من پس از پدرم حجت خدای تعالی بر خلق و پیشوای ایشان نیستم؟ عرض کرد: آری. فرمود: آیا من کسی نیستم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره من و برادرم فرمود: حسن و حسین هر دو امامند، چه قیام کنند و چه بنشینند؟ عرض کرد: آری.

فرمود: پس من امامم، چه قیام کنم و چه بنشینم. ای اباسعید، انگیزه صلح من با معاویه همان بود که رسول خدا را در هنگام بازگشت از حدیبیه به مصالحه با قریش واداشت. ای اباسعید، اگر من از جانب خدای تعالی امام و پیشوای مردم باشم، به هر کاری که اقدام کنم نباید به نابخردی متهم شوم، هر چند حکمت کاری که انجام داده‌ام بر آنان پوشیده باشد. اگر من این کار را نمی‌کردم حتی یک تن از شیعیان ما در روی زمین باقی نمی‌ماند و همه کشته می‌شدند.

تمامی تلاش امام حسن(ع) پس از قبول صلح این بود که فواید مورد نظرش را از صلح به نتیجه برساند و بر این اساس در تمام این مدت به حفظ نیروهای کیفی و خالص، بازسازی نیروهای خسته و وازده و تفسیر صحیح اسلام پرداخت.

عملکرد دشمن‌شکن حضرت پس از صلح چنان قدرتمند بود که معاویه را به فکر شهادت آن حضرت انداخت تا بتواند به خواسته دیرین خود یعنی تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی، جامه‌ عمل بپوشاند.

شروطی که در قرارداد صلح آمده بود

معاویه موظف است در میان مردم به کتاب خدا و سنت رسول خدا (ص ) و سیرت خلفای شایسته عمل کند و بعد از خود، کسی را به عنوان خلیفه تعیین نکند و مکری علیه امام حسن (ع ) و اولاد علی (ع ) و شیعیان آنها در هیچ جای کشور اسلامی نیندیشد. و نیز سب و لعن بر علی (ع ) را موقوف دارد و ضرر و زیانی به هیچ فرد مسلمانی نرساند. بر این پیمان ، خدا و رسول خدا (ص ) و عده زیادی را شاهد گرفتند. معاویه به کوفه آمد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع ) اجرا شود و مسلمانان در جریان امر قرار گیرند.

صلح امام حسن(ع) اگر بالاتر از قیام امام حسین (ع) نباشد کمتر از آن نیست. پیامبر(ص) فرمودند؛ کسی که برای امام حسن (ع) اشک بریزد، کور وارد صحرای محشر نمی‌شود و کسی که دل او برای امام حسن (ع) غمگین شود روز قیامت شاد و مسرور خواهد بود و در روایت دیگر از پیامبر (ص) آمده است کسی که به زیارت قبر امام حسن (ع) برود پاهایش بر روی پل صراط نمی‌لرزد و به راحتی عبور کرده و به بهشت می‌رود.

علل و زمینه‌های صلح امام حسن(ع) چه بود؟

صلح امام حسن(ع) دلایل مختلفی دارد که در اینجا به برخی از این دلایل به صورت تیتر وار اشاره می‌کنیم: تکلیف‌گرایی ، حفظ دین‏ ، مصالح عمومی،‏ حفظ شیعیان‏ ، حمایت نکردن مردم و خیانت فرماندهان‏ از جمله دلایل صلح امام حسن(ع) بود.

 امام پس از صلح تا شهادت

تمامی تلاش امام حسن (ع) پس از قبول صلح این بود که فواید مورد نظرش را از صلح به نتیجه برساند و بر این اساس در تمام این مدت به حفظ نیروهای کیفی و خالص ، بازسازی نیروهای خسته و وآزده و تفسیر صحیح اسلام پرداخت.

شهادت امام

تلاش موفق امام حسن(ع) برای به‌ کرسی نشاندن اهداف صلح باعث شد که معاویه طرح قتل حضرت را پیگیری کند تا بتواند به خواسته دیرین خود یعنی تبدیل خلافت اسلامی به سلطنت موروثی، جامه‌ عمل بپوشاند. به این ترتیب سمی مهلک تهیه کرد و آن را توسط همسر حضرت به امام حسن(ع) خوراند.

برادرش امام حسین علیه السلام، جنازه‌ی او را پس از تغسیل و نماز برای دفن به سوی مسجد و روضه پیامبر برد ولی سرانجام بر اثر ممانعت بنی‌امیه در بقیع به خاک سپردند.

احادیثی از امام حسن (ع):

*بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینی حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیاری را بشنوی.

*از امام حسن مجتبی(علیه السلام) پرسیده شد که زهد چیست؟فرمودند : رغبت به تقوا و بیرغبتی در دنیا. سؤال شد حلم چیست؟ فرمودند : فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس. سؤال شد سداد و درستی چیست؟ فرمودند : برطرف نمودن زشتی به وسیله خوبی.

*هیچ قومی با همدیگر مشورت نکنند، مگر آن که به رشد و کمالشان هدایت شوند.

*در تفسیر آیه شریفه «وقفوهم انهم مسئولون » فرموده‌اند: به تحقیق «روز قیامت » هیچ بنده‌ای قدم از قدم برنمی‌دارد مگر اینکه نسبت به چهار چیز مورد بازجوئی و پرسش قرار می‌گیرد:

۱- از جوانی اش که در چه راهی مصرف نموده.

۲- و از عمرش که در چه کاری آنرا بکار گرفته.

۳- و از ثروتش که چگونه جمع و در چه راهی مصرف نموده.

۴- و از دوستی ما اهلبیت و خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم.

*خردمند کسی است که وقتی از او پندخواستند خیانت نکند.

*نابودی مردم در سه چیز است:۱- بزرگ نمائی ۲- افزون خواهی بسیار ۳- حسد و رشک بردن.

بزرگ نمائی که به وسیله آن دین نابود می‌شود و به واسطه آن شیطان ملعون رانده درگاه خدا شد و حرص که به خاطر آن آدم از بهشت خارج شد، و رشک که سررشته همه بدی است و به واسطه آن قابیل هابیل را کشت.

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *