بدبینی

انشا درباره بدبینی

بدبینی

دلیل بدبینی چیست؟

آیا شما نیمه خالی لیوان را می‌بینید یا نیمه پر؟ چرا برخی افراد همیشه نیمه خالی لیوان را می‌بینند و در مواقع تصمیم گیری به همه اتفاقات با بدبینی می‌نگرند؟ اکنون دانشمندان علوم اعصاب “ام.آی.تی”(MIT) دریافته‌اند که کدام ناحیه مغز ممکن است باعث بدبینی افراد شود.

 چندین سال است که محققان ام.آی.تی در حال بررسی علوم اعصاب تصمیم گیری هستند. محققان در مطالعات پیشین بر این باور بودند که “تصمیمات هزینه-فایده”(cost-benefit decisions)، به یک مدار مغزی که از قشر پیش‌پیشانی به یک خوشه‌ای خاص از نورون‌های واقع در “جسم مخطط”(striatum) متصل می‌شود، مرتبط می‌باشد اما بعدها محققان با آزمایشات بسیار دریافتند که این طور نبوده است.

جسم مخطط یا استریاتوم یا نئواستریاتوم یکی از بخش‌های زیرقشری مغزجلویی است. این ناحیه، ورودی اصلی از عقده‌های قاعده‌ای است. خود جسم مخطط ورودی‌ها را از قشر مغز دریافت می‌کند. در نخستی سانان از جمله انسان، یک نوار ماده سفید به نام کپسول داخلی جسم مخطط را به دو بخش پوسته و هسته دم دار تقسیم می‌کند.

در این تحقیق جدید محققان بر روی ناحیه‌ای از مغز که در آن بدبینی در فرایند تصمیم گیری تاثیر می‌گذارد، متمرکز شده بودند. محققان در این مطالعه “هسته دم دار” (caudate nucleus) را مورد بررسی قرار دادند.

هسته دم‌دار یکی از عقده‌های قاعده‌ای مغز است. هسته‌های قاعده‌ای از پنج هسته زیرقشری مغز تشکیل شده‌اند. هسته پوتامن، هسته دم دار، توده سیاه، ساب تالامیک و گوی رنگ پریده. این هسته با پوتامن، گلوبوس پالیدوس، تالاموس، توده سیاه و هسته ساب تالامیک در ارتباط بوده و در انجام حرکات موثر می‌باشد.

آنها آزمایشات خود را بر روی میمون‌های “ماکاک”(macaque)  انجام دادند و نخست هسته دم‌دار حیوانات را با یک جریان الکتریکی کوچک تحریک کردند. در گام دوم حیوانات را در موقعیت تصمیم گیری قرار دادند. محققان برای آنها یک نوشیدنی را به عنوان پاداش قرار دادند. نتایج آزمایشات غافلگیرکننده بود زیرا محققان دریافتند با تحریک هسته دم دار، حیوانات از برداشتن پاداش اجتناب کرده این درحالیست که پیش از تحریک هسته دم دار آنها اجتناب نمی‌کردند.

اساسا این تحقیق نشان داد که تصمیم گیری بدبینانه به طور بالقوه می‌تواند به یک هسته غیرفعال مرتبط باشد. “آن گری بیل”(Ann Graybiel) نویسنده ارشد این مطالعه گفت: اکنون تمرکز خود را برای یافتن دلیل این پدیده در انسان متمرکز کرده‌ایم تا دریابیم آیا فعالیت غیرطبیعی در هسته دمدار می‌تواند علت تصمیم گیری از روی بدبینی در افراد مبتلا به اضطراب و افسردگی باشد یا خیر.

اگر نتایج این مطالعات مثبت باشد می‌تواند به پزشکان در توسعه یک درمان مناسب برای افراد مبتلا به اضطراب، افسردگی و یا مبتلا به اختلالات روانپزشکی حاد کمک کنند تا احساسات منفی افراد را نسبت به جهان تغییر دهند.

این مطالعه در مجله “Neuron” منتشر شد.

نقش خوش بيني و بدبيني در مقابله با استرس

خوش بینی یا بدبینی افراد نقش مهمي در متوقف كردن استرس (فشار روانی و عصبی) و مقاومت در برابر آن دارد، چرا که خوش بين ها همواره نيمه پر ليوان آب را مي بينند، و بدبین ها نیمه خالی لیوان را می بینند.

به گزارش خبرگزاری مهر، متاسفانه استرس (فشار روانی و عصبی) امروز در زندگی اکثر افراد به نحو روزافزونی وجود دارد و به همین دلیل باید راههای مقابله با آن  را دانست، چرا که اگر انسان به درستی با استرس مقابله نکند آسیب زیادی خواهد خورد و حتی ممکن است استرس روند زندگی فرد را مختل کرده و یا او را خانه نشین و حتی بیمار کند.

يكي از عواملي كه نقش مهمي در متوقف كردن استرس (فشار روانی و عصبی) و مقاومت در برابر آن دارد روحيه مثبت و داشتن حالت خوش بيني است. خوش بين ها همواره نيمه پر ليوان آب را مي بينند، به زندگي اميدوارند و موقعيت هاي مختلف را مثبت تفسير و تعبير مي كنند و همواره در انتظار نتايج مطلوب و مفيد مسائل هستند.

بررسي ها نشان داده كه افراد خوش بين از بيماري جسمي و يا علايم آن در برهه هاي زماني پر استرس صحبتي نمي نمايند. بررسي هاي علمي انجام شده در مورد دو گروه انسانهاي بدبین و خوش بین ثابت كرده كه هر دو كاملا در جهت مخالف يكديگر قرار دارند. خوش بين ها بر مشكلات تمركز دارند و با آنها درگير مي شوند و تا مشكلات را حل نكرده اند از انجام كار ديگري خودداري مي كنند. اين گروه از انسانها همواره در جستجوي حمايت هاي اجتماعي هستند و از نصايح و توصيه ديگران براي حل مشكلات استفاده مي كنند و براي مقابله با استرس هاي بالفعل و بالقوه برنامه طراحي مي كنند.

افراد خوش بين درصد آزاد سازي تنش بيشتري نسبت به افراد بدبين دارند و به محض خروج از محل استرس، مسائل استرس زا را در همان محل مي گذارند و با خود به منزل نمي آورند و به افراد خانواده منتقل نمي كنند، در حالي كه افراد بدبين فاقد اين توانايي هستند و متاسفانه مسائل استرس زاي محل كارهمراه آنها حركت مي كند و به زندگي خانوادگي وارد شده و مشكلات عديده اي براي افراد خانواده ايجاد مي نمايد.

بدبين ها برخلاف خوش بين ها نيمه خالي ليوان را مي بينند و به آينده و زندگي با اميدواري توجه نمي كنند و از حركات خود نيز انتظار نتايج مطلوب ندارند. بدبين ها هر موقعيتي را منفي توجيه و تفسير مي كنند و در انتظار نتايج نامطلوب از كارهاي مورد انتظار هستند.

بدبين ها نسبت به خوشبين ها كمتر مي توانند در برابر مسائل استرس زا مقاومت و پايداري نمايند و اغلب كوشش و سعي دارند وارد مسائل، بگو مگوها و بحث هايي كه حل آن مشكل و احتمالا استرس زا مي باشد نشوند و تا حد امكان از برخوردهاي حتي با استرس” محدود احتراز مي كنند.بر خلاف خوش بين ها، افرادي كه بدبين هستند به طور مدام از ناراحتي جسمي و علائم فلان بيماري شكايت دارند و در مواقع “استرس”زياد و يا كارهاي پر تلاش و سخت و با مقادير مختلف و يا حجم زياد به سادگي از ميدان خارج مي شوند.

بدبين ها بر مشكلات تمركز نمي كنند، زيرا همه مسائل را از زاويه بدبيني مورد بررسي قرار مي دهند و چون انجام آنها را قابل توجيه نمي دانند به زعم خودشان البته ساده ترين كار را انتخاب مي كنند و آن گفتن نه مي باشد. اين گونه افراد به شدت معتقدند كه اصولا داراي طالع نحس بوده و سرنوشت آنها را از روز ازل چنين آفريده و همه كائنات با آنها سر دعوا دارند و هر بلايي كه از آسمان بيايد بر آنها وارد مي شود.  بدبين ها به دنبال حمايت هاي اجتماعي نيستند و اصولا اعتقادي به اين كار ندارند.

افراد خوشبين افراد مقاومي در برابر استرس هستند افراد مقاوم و جسور تعهد در سطح بالايي از خود نشان مي دهند و با كارها و ساير فعاليت هاي زندگي درگيري فعال و سازنده اي ارائه مي دهند و اعتقاد دارند كه مي توانند در رويدادهاي مهم زندگي خود نفوذ نموده و حركات و نوسانات استرس زاي آن را كنترل و حذف نمايند و از اين طريق نتايجي را تجربه كنند. و اين افراد جسور و شجاع هر نوع تغييري را نوعي چالش تصور نموده و آن را فرصتي براي رشد مي دانند تا تهديدي براي امنيت خود.

در نتيجه، خصوصيات فردي مانند خوش بین بودن یا بدبین بودن به توانمندی فرد براي مقابله با استرس کمک زیادی مي کند. تحقيقات ضمن تاييد این مسئله، مبين اين موضوع است كه توان افراد متهور و جسور در برابر استرس بسيار بالا مي باشد و در مقابل توان افراد فاقد تهور و جسارت در برابر استرس بسيار ضعيف بوده و در برابر حملات استرس زا بسيار شكننده و ناتوان هستند.

چگونه تشخیص دهیم خوش بين يا بدبين هستیم

واكنش افراد خوش بين و بدبين به رويدادهاي خوشايند زندگي متفاوت از يكديگر است و این به عادت افراد در نسبت دادن امور به علل مختلف بر می گردد که به آن “سبك تبيين امور” می گویند.

عموم مردم، خوش بيني را به صورت در نظر گرفتن نيمه پر ليوان، يا ديدن لايه اي براق در هر پديده، يا عادت به انتظار پایاني خوش داشتن براي هر دردسر واقعي در نظر مي گيرند. زاويه “تفكر مثبت” از مثبت انديشي و خوش بيني بيانگرآن است كه خوش بيني مستلزم تكرار عبارتهايي تقويت كننده با خود است، مانند اينكه”من هر روز به انحاء مختلف دارم پيشرفت مي كنم” يا تجسم آنكه همه كارها با موفقيت انجام مي پذيرد.

در تمامي اين موارد، تجلياتي از خوش بيني و مثبت انديشي وجود دارد، اما با اين حال خوش بيني عميق تر از اينهاست. پژوهشگران در پي چند سال كندوكاو، به اساس خوش بيني دست يافته اند. مبناي مثبت انديشي و خوش بيني در عبارت هاي اميدوار كننده يا تجسم موفقيت جاي ندارد، بلكه در نحوه تفكر افراد درباره علتها ريشه دارد.

هر يك از ما، در نسبت دادن امور به علل مختلف عادت هاي خاصي داريم، و اين خصلت شخصيتي را “سبك تبيين” ناميده اند. سطح تبيين در هر فرد در دوره كودكي شكل مي گيرد و در صورتي كه از خارج، دخالتي در آن اعمال نشود، سرتاسر عمر پابر جا مي ماند. افراد در تبيين اينكه چرا هر رويداد خوب يا بد، براي او اتفاق افتد، از سه بعد استفاده مي كنند؛ تداوم، فراگير بودن، شخصي سازي.

تداوم”گاهي”در برابر”هميشه”

کسانی كه بيش از سايرين در معرض خطر ابتلا به افسردگي قرار دارند بر اين باورند كه علل رويدادهاي ناگواري كه براي آنها پيش مي آيد، هميشگي هستند و بر همين اساس، چنين استدلال مي كنند كه حال كه علت، هميشگي است، پس رويدادهاي ناگوار هميشه مجددا تكرار مي شوند. بر عكس آنها، كسانی كه با پسرفت ها با انعطاف مواجه مي شوند و نسبت به افسردگي مقاوم هستند، بر اين باورند كه علل رويدادهاي ناگوار، موقتي هستند.

فرد بدبين بر اين باور است كه آنچه كه باعث شده تا او دوستي پيدا نكرده باشد، همواره به همين روال باقي خواهند ماند، اما فرد خوش بين معتقد است كه اگر به مدت لازم صبر كند مدتي طول مي كشد سرانجام مي تواند دوستان خوبي پيدا كند. واكنش افراد خوش بين و بدبين به رويدادهاي خوشايند زندگي هم متفاوت از يكديگر است. كسانی كه معتقدند وقايع خوشايند داراي علت هايي هميشگي هستند، از كسانی كه معتقدند علل اين رويدادها موقتي هستند، مثبت انديش تر و خوشبين تر هستند. يعني درست بر عكس سبك خوش بينانه در مورد رويدادهاي ناگوار.

افراد خوشبين، براي تبيين رويدادهاي خوشايند براي خودشان، به علت هاي دايمي استناد مي كنند. آنها به ويژگي ها و تواناييهايي اشاره مي كنند كه همواره داراي آنها خواهند بود مانند سخت كوشي، دوست داشتني يا مورد علاقه بودن. آنها زماني كه به علل رويدادهاي خوشايند اشاره مي كنند، واژه”هميشه”را به كار مي برند. افراد بدبين به علل موقتي استناد مي كنند.آنها در توجيه تبيين هاي خود، كلمات “بعضي وقت ها و “امروز”را به كار مي برند.

فراگير بودن”خاص”در برابر”كلي”

هر گاه بر اين باور باشيد كه علتي خاص، دائمي است انتظار داريد كه تاثيرات آن را در موقعيت هاي گوناگوني در سراسر عمر مشاهده كنيد. برخي مي توانند مشكل خود را در جعبه اي قرار دهند و آن را به كناري بگذارند، و حتي در صورتي كه بخش مهمي از زندگي آنان، از اين مشكل در هم ريخته باشد، همچنان به زندگي خود ادامه دهند. بعضي ديگر، امور را فاجعه آميز تلقي مي كنند. هر گاه رشته اي از زندگي آنها پاره شود تلقي آنها بدين گونه است كه كل تار و پود زندگيشان از هم گسسته است و اين طرز تلقي سرانجام به اين نقطه منجر مي شود كه كسانی كه از شكست هاي خود تعميم هايي كلي به عمل مي آورند، هرگاه تنها در يك حيطه با شكست مواجه شوند، در تمامي حوزه ها از تلاش كردن دست بر مي دارند، اما كسانی كه به تبيين هاي اختصاصي مي پردازند، احتمالا در همان حوزه خاص به نااميدي گرفتار مي شوند. اما در ساير حوزه ها همچنان استوار باقي مي مانند.

شخصي”دروني”در برابر “بيروني

سبك تبيين، علاوه بر دو بعد تداوم و فراگير بودن، بعد سومي دارد كه شخصي سازي است، يعني اينكه تقصير چه كسي بوده، هر گاه رويداد ناگواري به وقوع مي پيوندد، افراد مي توانند خود را “عامل دروني” يا افراد يا موقعيت هاي ديگر را “عوامل بيروني”مقصر بشمارند. اينكه افراد چه كسي را مقصر بشمارند، بر عزت نفس آنها اثر مي گذارد. كسانی كه عادت كرده اند تا در مواقع شكست خود را مقصر بشمارند عزت نفس نازلي دارند و احساس گناه و شرمساري مي كنند. افرادی كه در مواقع بروز رويدادهاي ناخوشايند، افراد يا موقعيت هاي ديگر را مقصر مي شمارند، در مورد خود نظر بهتري دارند. در مجموع، كساني كه ديگران را سرزنش مي كنند، دستخوش احساس گناه و شرمساري كمتري مي شوند و خود را به ميزان بيشتري دوست دارند. آنها در عين حال افراد خشمگين تري نيز هستند.

 

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *