آزار مدرن

مقاله درباره آزار مدرن

آزار مدرن

هرچند ژست گرفتن جلوی دوربین و پوشیدن لباس های شیک برای برخی افراد در دنیای مجازی به امری پذیرفته شده بدل شده، اما انتقال این فعالیت ها از بزرگسالان به کودکان پدیده ای است که می تواند تبعات شایان توجهی داشته باشد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش‌های خبری ایرنا، اخباری مبنی بر آزار مدرن کودکان دختر زیر ۱۰ سال با انجام اپیلاسیون بر روی بدن، به تازگی جنبه هایی از زندگی مدرن را آشکار می کند که می تواند با تبدیل آن به یک روند عادی، آینده روحی و جسمی دختران را با تهدیدهایی جدی روبرو کند.

مادرانی که پس از نمایش خود در شبکه های مجازی، این بار از روی نداشتن مساله در عصر جدید، پس از نشاندن کودکان معصوم جلوی دوربین و اصرار بر نشان دادن استعدادهایی که بعضاً وجود ندارد، تصمیم به آزار فیزیکی آنها در جهت نشان دادن تمایزات فرهنگی خود دارند. سوژه ای که شاید هم اکنون مساله جامعه کنونی نباشد اما دیری نخواهد پایید که جنبه های دیگری از این سبک زندگی نوین را آشکار می کند.

تن آرایی شیوه جدید تمایز

جسم تنها یک واقعیت مادی نیست بلکه منبع و ساختی اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی و اقتصادی است. بدن مردان و زنان، سفیدپوستان و غیرسفیدپوستان، بدن های لاغر و یا چاق، جذاب و غیر جذاب همگی مقدمه ای برای معرفی جلوه گری و رمزهایی است که بدن یا پیکر انسان را در فرهنگ جای می دهد. به گفته “بوردیو” ما تنها در جهان ساکن نیستیم بلکه از طریق زبان بدن با دنیای اطرافمان صحبت می کنیم.

بدین ترتیب اگر شخص در یک خانواده مسلمان و مذهبی متولد شود، قطعاً نوع پوشش وی نماد و رمزی است از دنیایی که بدان وابسته بوده و به نوعی هنجارهای ذهنی او را شکل داده است. به همین ترتیب نوع پوشش یک فرد از خانواده متوسط مصرف گرای غربی می تواند از طرز نگاه به دنیای مدرن و مشغله هایی که ملکه ذهن وی شده نشات بگیرد.

از این رو می توان گفت بسیاری از رفتارهای فرهنگی افراد نشات گرفته از عادت هایی است که ریشه در نوع فرهنگ پذیری و عادتهای ملکه ذهن شده افراد دارند که به نوعی قبل از تولد فرد وجود داشته و پس از تولد از راه های مختلفی چون رسانه، مدرسه و خانواده برای او درونی می شوند. این عادت واره ها که نوع کنش های فردی را سمت و سو می دهند، می توانند در حالات جامعه پذیر، جامعه ستیز و یا جامعه گریز نمود یابند.

رفتارهایی نظیر اپیلاسیون دختران زیر ۱۰ سال نمونه ای از این عادت واره هاست که مادران و یا والدین را ملزم به رفتارهایی خارج از عرف می کند، بدون این که بدانند چنین رفتارهایی تحت تاثیر چه عواملی است.

رفتارهایی که بدون توجه به شرایط جسمی و روحی و روانی کودک و تنها به دلیل نمایش گذاشتن نوع خاصی از سبک زندگی است، نمونه ای از عادت واره هایی است که توسط جامعه خلق شده و در مواردی قربانیانی از هر قشر می گیرد تا تحت هر شرایط تمایز خود را با سایرین به تصویر بکشد.

کودکان در قید مالکیت والدین

آنچه که در فرایند فرهنگ پذیری جامعه ایرانی رخ می دهد، انزوای اجتماعی آنهاست که کنش ها و تعاملات اجتماعی را بدون در نظر گرفتن کلیت جامعه و اهداف جمعی شکل می دهد. فرایند بچه دار شدن و تولد فرزند هر چند در ظاهر امر برای حفظ و بقای جامعه است، اما در باطن امر گواه بر انزوای فردی دارد.

به عقیده فرشید یزدانی روانشناس، در ایران، والدین بر این باورند که می توانند مالکیت فرزند را بر عهده داشته و هر نوع رفتاری را با این توجیه که کودک صلاح خود را نمی داند، مجاز می شمرند. کودکان در جامعه امروز به وسیله ای برای ارضای عقده های عقیم مانده والدین بدل شده اند تا هر آن چه را که خود در کودکی نداشته و یا به دست نیاورده اند را از طریق فرزندان شان جستجو می کنند.

مواردی از این دست که سعی دارند تا کودک را از روال زندگی معمول خود دور کنند، می تواند آشفتگی روحی و روانی را در شخصیت او ایجاد کرده و گاهی اوقات اعتماد به نفس کاذب را در آنها تقویت کند که فرد را برای حضور در زندگی آتی با چالش هایی اساسی روبرو می کند.

آزار کودک با اقداماتی نظیر اپیلاسیون و ژست گرفتن در مقابل دوربین تنها به این دلیل که می تواند برای آینده او مفید باشد، نمونه ای از این رفتار مالکانه والدین با فرزند است.

این مطلب به حدی از اهمیت برخوردار است که موجب می شود تا پدران و مادران احساس مسئولیت را با احساس مالکیت اشتباه گرفته و زمینه های جامعه گریزی یا جامعه ستیزی را برای فرزند فراهم آورند.

آنچه که در دنیای مدرن امروزی بسیار به چشم می خورد حضور افراد مختلف با انواع سلایق و سبک زندگی است که گرچه در نفس خود نشان از تکثر فرهنگی و خیزش جامعه به سمت تساهل و پذیرش فرهنگهای مختلف در راستای توسعه اجتماعی است، اما از بعد دیگر این تفاوتهای اجتماعی ظهور جامعه ای را رقم زده که نه تنها سایر تفاوت ها را نمی پذیرد بلکه سعی در جلوه دادن حقانیت خود دارد.

در این نوع روابط عموماً کودکان قربانیانی برای فرو نشاندن عطش شهرت و تمامیت خواهی والدین هستند.

کودکان در ایران غالباً قربانیان نظارتها و مراقبتهایی هستند که می تواند آنها را فرسنگها از آمال و آرزوهایی که در سر دارند دور کند. نظم دنیای مدرن به صورت همه جانبه کنش ها و رفتارهای افراد را تحت نظارت خود درآورده و به میزان قابل توجهی آزادی کنشگران را هم تحت تاثیر قرار دهد.

چنانچه فوکو در کتاب مراقبت و تنبیه نیز بدان اشاره دارد در دوران مدرن فرد تحت نظارت و کنترل ایده های غالب و قدرتمند قرار دارد که ناخواسته به عنوان بخشی از آن درآمده و با تعاملات خود موجب بازتولید قدرت برتر می شود.

با نگاهی دقیق تر به مساله بوجود آمده برای دختران خردسال می توان متوجه این مطلب شد که کودکان تحت هژمونی قدرت والدین بوده و کاملا در کنترل آنها هستند.

اما نکته اساسی این است که چنین برتری در قدرت والدین چه در سالهای اخیر و چه در دهه های قبل به هر شکل وجود داشته است. برای مثال رفتار والدین در خصوص کودکان در دهه شصت به گونه ای بود که کودک را از هر نوع فعالیتی که مطابق با آموزه های مدرسه و در راستای آن نبود، به جد منع می کرد.

کودکان در سه دهه قبل در صورتیکه علاقه به ورزش یا موسیقی داشتند با تحقیر و تنش های پدر و مادر یا اطرافیان روبرو بودند به گونه ای که حتی مطالعه کتابهای رمان در ایام تحصیل مدرسه به شدت مورد عتاب قرار می گرفت.

آرزوی دکتر و مهندس شدن چنان بر انگیزه والدین سیطره داشت که کمتر اجازه رشد و تعالی به آرزوهای کودک در خارج از آن را می داد.

اگر بپذیریم که برای یک فرایند فرهنگی محور بندی آمال والدین و جریان های غالب از عوامل محوری است، می توان نتیجه گرفت که این عوامل در ایجاد هویت فردی نیز نقش محوری و اساسی ایجاد می کنند.

نکته ای که در تمامی دورانها وجود داشته و در هر مقطع به شیوه ای ظهور داشته است. اما تفاوت اصلی در خصوص مراقبت و کنترل جدید در ماهیت آن است.

ماهیت مراقبت های جدید ارزش ها و مفاهیمی را زیر پا می گذارد که برای سالیان دراز تابوی فرهنگ ایرانی بوده و تخطی از آن مجاز شمرده نمی شد. گرچه تابوهای زیادی در این خصوص شکسته شده اما نکته قابل توجه و بسیار مهم نوع واکنش به چنین اقداماتی است.

برای برخورد با رفتارهای نسنجیده با کودکان نباید به صورت قهری برخورد کرده و مجازات در نظر گرفت، چرا که بعد از مدت زمان اندکی جامعه شیوه خود را پیش گرفته و به مبارزه با برخوردهای قهر آمیز روی می آورد.

تغییر رویکرد آموزشی و تربیتی برای کودکان و تشویق آن ها به انتخاب درست و همراهی و هدایت صحیح آن ها یکی از شیوه های مفیدی است که می تواند کارایی ویژه ای داشته باشد.

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *