انشا ذهنی درباره آدم فضایی

انشا ذهنی درباره ادم فضایی

انشا ذهنی درباره ادم فضایی

تحقیق مقاله یا انشا درباره ادم فضایی

همه ی ما همیشه در کودکی آرزوی دیدن ادم فضایی را داشته ایم و شاید هم چنان داریم.گاهی حتی خواب شان را هم میبینیم .

من همیشه در آرزوهایم دیدن ادم فضایی بوده و شب ها لب پنجره ی اتاق می نشستم.

و به آسمان شب و ستاره های چشمک زن نگاه می کردم و از همان جا با آدم فضایی ها صحبت می کردم.همیشه می گفتم که چرا من را به پیش خود نمی برید؟!

همیشه در کتاب های داستان کودکیم ادم فضایی ها را مانند موجودات عجیب و غریب معرفی کرده اند

و من در تصوراتم ان ها را مانند موجوداتی سبز رنگ با سه چشم بزرگ و قدهای کوتاه می دانستم…

در همین شب هایی که باز هم با آدم فضایی ها حرف می زدم لب پنجره ی اتاق به خواب می رفتم

و در خواب ،خود را در حجایی پر از چاله دیدم که پر بود از صخره ها و پستی بلندی ها …

ناگهان همان موجود سبز رنگ تصوراتم را در واقعیت دیدم که به سمت من می اید

و با زبان عجیب و غریب خود با من حرف می زند.

من در آن لحظه بسیار خوشحال بودم که در نهایت به آرزویم رسیده ام

اما در همین حین از خواب پریدم و خود را لب پنجره ی اتاق دیدم …

درست است که از این موضوع و این رویا سال ها می گذرد

اما من هم چنان بعداز سال ها که به آن رویا فکر می کنم لبخند بر لب هایم می نشیند

و در چشمانم ستاره ها دوباره چشمک می زنند.

نتیجه گیری:هیچ آرزویی دست نیافتنی نیست…

بلکه این خود ما هستیم که بافکر های اشتباه آن ها را غیر ممکن می دانیم.

این ارزو ها چه در رویا و چه در واقعیت ،رسیدنشان حقیقت دارد تنها کمی تلاش و انگیزه می خواهد….

منبع : انشا باز

تهیه شده در انشا سرا

انشا درمورد آدم فضایی ( دوره ی متوسطه)

امروز که اينجام فهميدم آدم فضاى ها دروغ نيستند، توهم نيست.

در واقع وجود دارند و خيلى حضورشون ملموس تر از اون چيزيه که فکرش رو بکنى.

آدم فضاى چيز عجيبى نيست خداى نکرده تعجب نکنيد بگيد اين ديوانس!

نه در واقع دورو بر همه ى ما يه آدم فضایى هست!

بيايد راحت تر صحبت کنيم:

تا حالا شده تو مسافرت يا تو شهر يا هر جاى ممکن يه آدم رو با قد۱۸۰ سانتى متر ببينيد

با وزن معادل ۸۰ کيلو يا هر قد و وزنى که شما رويت کرديد راه بره و مثل

کمباين (وسيله کشاورزى براى جدا کردن محصول از ساقه)خوراکى موجود در دستش

رو ميبلعه و اضافاتش رو به اطراف پرت ميکنه جورى که انگار زمين قابليت بلعيدن

پسماند هاى اين موجود دو پا رو داره!!

آدم فضاى اون موجوديه که تو ترافيک سنگين انگشتش رو از روى بوق بر نميداره

به هر حال فضاييه ديگه شايد اونجا چيزى به اسم بوق و ترافيک وجود نداره

و اين يک پديده جذابه براش .

آدم فضاىی اون آدميه که ماهيتش مثله هواپيما رو زمينه که به هيچ دردى نميخوره

اما تمام تلاشش اينکه هرجا ميره يه گندى بزنه که ثابت کنه منم زنده ام .

ميخوايد مثال بزنم اووووو مثال زياده تا دلتون بخواد،تا حالا آدم هاى رو که جنگل ها رو آتيش ميزنن

ديديد يا اسمى ازشون شنيديد!؟!

اينها در واقع آدم فضاى هستن که نياز دارن يه پايگاه براى سفينه هاشون

رو زمين بسازن واسه همين جنگل هارو  آتيش ميزنن !!

تا حالا آدم هاى رو ديديد که حيوان هاى خيابونى رو اذيت ميکنن و ميکشن!؟!

اره اينا همون آدم هاى فضاى هستن که معتقدند اين حيوونا براى جونشون ممکنه

خطرساز بشن بخاطر همين هر ساله تو جنگ با حيوانات با داشتن

نيروى بيشتر و تفکر منطقى تر!! پيروز ميشن .

از نشانه هاى شناختن آدم هاى فضایى اينکه که مدام دروغ ميگن ،دزدى ميکنن،

سر آدم کلاه ميزارن ،موجب آزار و اذيت همه هستن.

نميتونم بيشتر از اين در باره ادم هاى فضاىی بگم چون ممکنه همين گوشه کنار

يک فضاىی پيدا شه و باعث بشه خودم رو در معرض توهين تحقير و غيره قرار بدم .

فضایی ها در واقع ادم هاى عجيبى نيستن چون اينجا زندگى ميکنن

سبک زندگيشون باعث دردسر ما شده در واقع مثله موتور گازى ميمونن

پر سرو صدا اما به درد نخور که صرفا مصرف ميکنن و کثيف ميکنن و باعث به خطر افتادن

جون خيلى ها ميشن اينها همون آدم هاى هستند که هر کارى دلشون بخواد ميکنن

تهش ميگن قسمت خدا اين بود.

هم من هم شما هم اونها يه چيز مشترک داريم خدا!

در واقع اونها از خدا به عنوان ابزارى براى پاک کردن اثرات

مخربشون روى جامعه و طبيعت و ادميت استفاده ميکنند.

شايد چند سال پيش وقتش بود جهان پاکسازى شه از اين آدم هاى فضایی ها،

اما متاسفانه الان اينجا جميعت غالب رو فضاى ها تشکيل ميدند.

یادم رفت بگم، اينجا تو مرکز شهر چند دقيقه پيش يه ادم فضایى از ماشينش پياده شد

و رفت سمت يه ادم به نسبت نرمال بعد از اينکه کلى از کلمات فضایى

براى تخليه قليانات درونيش استفاده کرد از روش دوم فضاى ها ينى مشت و لگد زدن استفاده کرد

بعدش که ديد کلى فضایى دورش رو گرفتن و دارن از جسارت هاش فيلم تهيه ميکنن

تا به مقامات ارشد در سيارشون بفرستن دچار تهيج شد

و با يه سنگ زد تو سر اون ادم بى نوا که مدام داشت سر تکون ميداد و دورش ميکرد

وقتى افتاد زمين و دچار خواب عميقى شد از فرط خستگى!

ادم فضايي شوت آخر رو به عنوان تلاش براى اتمام کار حواله صورتش کرد

و اينجورى جمعيت آسوده خاطر شدن و با لبخند صحنه رو ترک کردند.

آدم فضایی ها در کنار ما زندگى ميکنند، اين چيزى که شما هر روز تو سطح شهر ميبينيد

در واقع آثار حضور فضایى ها در کنار ماست .

وگرنه انسان ها در واقع اينجورى خلق نشدن، انسان بودن چيزى جز خوب بودن نبايد باشه .

نویسنده: فرانک نصری

شما میتوانید انشاهای خود را به آدرس ایمیل enshasara.ir@gmail.com ارسال کنید تا با نام شما در سایت انشا سرا قرار بگیرد.

یک پاسخ بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *